حسين مروج
392
اصطلاحات فقهى ( فارسى )
القيل و القال - عبارت است از اينكه عدهاى دور هم بنشينند و بيش از حد از اين و آن سخن بيهوده بگويند . موارد استعمال : از قيل و قال نهى شده است . مجمع البحرين القيمة السّوقيّة - ارزش مال به حسب قيمت بازار است . موارد استعمال : در صورت اختلاف قيمت سوقيه غاصب بايد اعلىترين قيمت را پرداخت نمايد . شرح لمعه ، كتاب غصب قائد - راهنما ، رهبر . در عرف فقها ، كسى را گويند كه زنا و لواط و سحقكنندگان را جهت انجام گناهان مذكور با يكديگر آشنا و مربوط سازد . موارد استعمال : حدّ قيادت هفتاد و پنج ضربه شلاق است خواه قائد حرّ باشد ، خواه عبد مسلم باشد . شرح لمعه ، كتاب حدود قائد الدّابة - كسى را گويند كه در جلو حيوان مىرود و قياد ( طنابى است كه حيوان به وسيلهء آن كشيده مىشود ) آنرا مىكشد . موارد استعمال : قائد الدابه ، ضامن چيزى است كه به وسيلهء حيوان تلف مىشود . شرح لمعه ، كتاب ديات قائم مقام مالك - كسى كه در حكم مالك است . موارد استعمال : اشخاص زير قائم مقام مالك مىباشند : « پدر ، جدّ پدرى ، وصى طفل و مجنون ، وكيل ، حاكم شرع ، نمايندهء حاكم شرع . » شرح لمعه قابل - پذيرنده ، پذيرا جمع آن قبله مىباشد . در عرف فقها ، 1 ) مقصود سال آينده است . موارد استعمال : اعتكاف در سال بدر از رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله فوت شد و در سال قابل به جا آورد . شرح لمعه ، كتاب صوم 2 ) كسى است كه در عقد صيغهء قبول را مىگويد . موارد استعمال : اگر شخصى در عقد نكاح موجب و قابل باشد عقد صحيح است . جواهر الكلام ، ج 29 3 ) در مجامعت به مفعول قابل گفته مىشود . موارد استعمال : بدون عقد نكاح ادخال بالغ عاقل در فرج زن زنا به حساب مىآيد ، مگر اينكه فاعل نسبت به قابل ، مالك باشد . شرح لمعه ، كتاب حدود قابل نقل - مال و يا حقى است كه مىشود آنرا به ديگرى منتقل نمود . موارد استعمال : ثمن معامله را جايز است مال و حق قابل نقل قرار دهند . تحرير الوسيله ، ج 1 ، كتاب بيع قابلة - زنپذيرند ، پذيرا . در عرف فقيهان ، زنى است كه در موقع زاييدن زنان بچه را مىگيرد و به عبارت ديگر مامايى مىكند . مجمع البحرين موارد استعمال : ازدواج با قابله كه تربيت